آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

251. گردش با بابا:)

1392/7/20 21:04
نویسنده : مامان آرام
411 بازدید
اشتراک گذاری

امروز بابا مرتضی خونه بود ... صبح رفت دندونپزشکی و بعدش خوابید و بعدازظهر میخواست بره بیرون ... منم خیلی خسته بودم گفتم آمیتیس رو هم ببر ... خلاصه لباس تنت کردم و راهی شدین و 2 ساعت توووووووووپ خوابیدم:) دستش درد نکنه:* حسابی حال داد ... ولی خوب همش دلشوره ی نبودن تو رو هم داشتم ... راست میگن آدم سگ باشه مادر نباشه :) همش دلشوره داری با اینکه من از بابا مطمئن تر از خودمم ... خلاصه زنگ زدم ببینم کجایین ... آخه قرار بود استارت ماشین رو درست کنین ولی بازم قرار شده بود یه روز صبح ببره ماشین رو و برای اینکه من استراحت کنم بابا برده بودت باغ پرندگان:)

خلاصه که کلیاتی بهت خوش گذشته بود و شنگول برگشتی ... برگشتنه هم از دارتلا پیتزا و مرغ سوخاری گرفتین و کلی روحم رو شاد کردین :))

پ. ن : 5شنبه جمعه هم دماوند بودیم و جمعه دایی افشین اینا هم اومدن ... حسابی با آنیتا جور شدی و با همدیگه سر ما رو میبرین :* حسابی جیغغغغغغغ میکشین :)

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

لی لی مامی آرشیدا
20 مهر 92 21:44
این تفریحهای پدرودختراخیلی به مامیچسبهحسابی استراحت میکنیمای دووون بااون لباسای خوشگلشخوش بگذره آمیتیسی


مرسی خاله جونی آره اساسی چسبیددددددد
زهرا
21 مهر 92 16:03
واه ،غش كردم واسه اون دامن خوشگلش !

خانوم !؟
ميشه من لپتونو بكشم !؟

با تشكر از بابايي اميتيس كه ماماني رو براي ساعاتي با خيال راحت تنها گذاشتن براي استراحت !

مرسی خاله
tahmin
22 مهر 92 19:32
قربون اووووووووووووون تیپ و هیکلت خالهههههههههههه


خدا نکنه خاله
رومینا
24 مهر 92 20:17
آخی چه تیپ خوشگلی زده دخترمون.
عکس اولیت خیلی رویایی شده آرام جون.
دقیقا مثل عکس عروس وداماد ها که روی این پلها عکس میگیرن.ایشااله عکس عروسیش.البته حالا حالا ها نه،نمیخوام زود پیرت کنم.


باباش انداخته